حال این انتظار در جامعه وجود دارد که دولت و حاکمیت نیز تصمیماتی اتخاذ کنند تا مردم نیز از شرایط سخت و بغرنج اقتصادی خارج شوند و وضعیت تا حدی بهبود یابد. گرچه شرایط جنگی است و هر شرایطی بایستههای خاص خود را میطلبد، اما به نظر اگر با مردم صادقانه صحبت شود و مشکلات مطرح گردد افکار عمومی قابلیت اقناع پذیری و پذیرش بیشتری خواهد داشت. در همین راستا برای بررسی مواجهه جامعه و حاکمیت «آرمان ملی» با هدایتا... آقایی فعال سیاسی اصلاحطلب به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
*تحلیل شما از شرایط کنونی مواجهه جامعه و حاکمیت چگونه است؟
باید توجه داشته باشیم که در شرایط جنگی محدودیتهایی در همه کشورها گذاشته میشود ولی با این شرایطی که پیش آمده و تحمل و مقاومتی که مردم کردند همانطور که انتظار داشتیم با آن روح وحدتی که بعد از جنگ ۱۲ روزه در ملت ایجاد شد لازم بود حرکتهایی در جهت گسترش فضای سیاسی، آزادیهای اجتماعی و مدنی بیشتر و... ایجاد شود که انجام نشد. با این حال در جنگ رمضان هم باز مردم نشان دادند روح ملیشان همچنان وجود دارد و تمامیت ارضی کشور را با هیچ چیزی عوض نمیکنند و حاضر نیستند باوجود برخی انتقادات به کشورشان صدمه وارد شود. حال با چنین رویکردی از سوی مردم این انتظار میرود که حاکمیت در نگاه درونی به جامعه مطالبات مردم را در نظر بگیرد. در حوزه سیاست داخلی انتظار این است که آزادی عمل برای گروهها و سازمانهایی که همگام و همراه در راه وحدت و مقاومت ملی هستند صورت بگیرد. مسائلی مانند اینترنت و... نیز هرچند محدودیتهایی در همه کشورها در زمان جنگ دارد ولی امروز که شاهد کاهش شدت درگیریها هستیم باید با همان نسبت در حوزه فضای مجازی و زیرساختهای ارتباطی مثل اینترنت تسهیلاتی ایجاد شود. انتظار است که تمهیدات بهتر و بیشتری چیده شود و این شرایط به نحوی تغییر کند.
* با وجود اینکه مسئولان شرایط جنگی و بایستههای آن را مطرح میکنند، اما این پرسش مطرح میشود که چگونه باید به اقناع افکار عمومی پرداخت؟
من معتقدم دو کار خیلی مهم و اساسی وجود دارد که باید حاکمیت برای اقناع افکار عمومی انجام دهد. اول اینکه در همین شرایط فعلی بهترین تصمیم را بگیرد و اطلاعرسانی کند. بهترین تصمیم در شرایط فعلی نیز عملگرایی است. در عملگرایی شرایط دیده میشود و باید با این نگاه خطر دور را دور کنیم و امتیازاتی بگیریم در یک حدی اعلام شده و تصمیمگیری شود. باید به یاد داشت آرمانگرایی و اینکه تا آخرین نفر مثلاً بخواهیم به مبارزه ادامه دهیم و... این نوع مسائل شعارهای اصلی ما هستند، اما در عمل زندگی مردم داستان دیگری است و وظیفه حاکمیت در نظر گرفتن عموم مردم است. اگر قرار است که با دشمن مذاکره و امتیازاتی رد و بدل شود باید در بهترین زمان ممکن باشد و نباید فرصت را از دست داد. نکته مهم دوم نیز ارائه پلن و برنامه برای آینده است. مردم اگه بدانند بعد از جنگ چه اتفاقی میافتد و چه اقدامات مثبتی میتواند صورت بگیرد، خیلی از مسائل فرق میکند و مردم دردها را راحتتر تحمل میکند؛ بنابراین باید دولت و برنامهریزان برنامههای بعد از جنگ را دقیق اعلام کنند و به جامعه امید داده شود. وقتی امیدواری باشد سختیها کمتر میشود.
* ایستادگی مردم در جنگ اخیر موجب بهوجود آمدن انسجام و اتحاد ملی شد، اما افراد و جریانات خاص به دنبال خدشه وارد کردن به این انسجام هستند تصور میکنید؟ این کار با چه اهدافی انجام میشود؟
من اگر بخواهم خوشبینانه نگاه کنم شاهد رفتار زشت برخی هستیم که در سیاست موج میزند. این کارها نمیتواند از یک دیدگاه متعادل و روشن بیاید و احتمالا فقدان اصول در این واقعیت نهفته است. عقلای حاکمیت باید اینها را مهار کنند. به نظر من نباید به این قبیل تفکرات میدان داده شود، چراکه امروز روز واگرایی نیست، بلکه روز همگرایی و همدلی است.